جمال رضايى

541

بيرجندنامه ( فارسى )

چنان كه ملاحظه مىشود اين بازى شباهت زياد به بازى " اتل متل " دارد « 1 » و برخى از كلمات و عبارات آن نيز معنا و مفهوم درستى ندارد . 33 - تل خشتك tale xestak : ابزار اين بازى " خشت " يا " آجر " بود . تعدادى خشت يا آجر را به فاصلهء كمى در كنار هم مىايستانيدند بطورى كه اگر اوّلى برمىگشت و مىافتاد به دوّمى مىخورد و آن را به سوّمى مىزد و سرانجام خشتها همه يكى از پس ديگر برمىگشتند و مىافتادند . خشتها را معمولا به صورت مارپيچ در كنار هم مىگذاشتند تا هنگام افتادنشان منظرهء جالبى به چشم بخورد . اين بازى برد و باخت نداشت و بيشتر وسيلهء سرگرمى بود . « 2 » 34 - تليفان‌بازى telifan bazi ( تلفن‌بازى ) : واژهء فرانسوى " تلفن telephone " در گويش آن روز بيرجند " تليفان telifan " فراگو مىشد و هنوز برخى از سالمندان آن را اينسان تلفّظ مىكنند . اين بازى بين دو نفر صورت مىگرفت بدينسان كه هركدام از آنها يك قوطى خالى ( مانند قوطى كمپوت ) كه يك طرف آن باز بود پيدا مىكردند و ميان سطح پايين آن سوراخى ايجاد مىنمودند و يك نخ تابيدهء بلند به درازى بيش از ده متر فراهم مىنمودند و دو سر آن را از آن سوراخ‌ها داخل دو قوطى مىكردند و گره مىزدند كه نخ بيرون نيايد . دو بازىكن هركدام قوطى خود را برمىداشتند و با فاصله‌اى به اندازهء طول نخ از هم مىايستادند بدانسان كه نخ كشيده مىشد . اين دو قوطى نقش " گوشى - دهنى - " تلفن را داشتند و هر وقت هركدام مىخواست حرفى بزند در باز قوطى را به دهان مىچسباند و حرف خود را مىزد ، طرف او در باز قوطى را به گوش خود مىچسباند و به حرفهاى وى گوش مىداد و نخ نقش سيم رابط را داشت و صدا را بايست منتقل مىكرد ولى چون صدا به‌خوبى به طرف منتقل نمىگشت و كلمات به‌گونه‌اى ديگر شنيده مىشد سخنان و سؤال و جوابهاى مضحكى بين دو بازيكن رد و بدل مىشد كه موجب خنده و تفريح آنان بويژه تماشاگران مىگشت . 35 - تنوّبازى tanow bazi ( طناب‌بازى ) ابزار اين بازى " طناب " است و بيشتر اختصاص به دختران دارد گرچه در آن هنگام گاهى

--> ( 1 ) . نك : شمارهء 6 . صص 521 - 520 . ( 2 ) . كارهايى كه به نحوى باهم مربوط هستند آنسان كه اگر يكى خراب شود امور بعد هم يكى پس از ديگرى خراب مىشوند به آن تشبيه مىشدند .